|
مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) امام خامنه اي
سياست اگر از اخلاق سرچشمه بگيرد، از معنويت سيراب بشود، براي مردمي كه مواجه با آن سياستند، وسيله ي كمال است، راه بهشت است
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
حجت الاسلام پناهيان: برخي اتهامات به جبهه پايداري انقلاب اسلامي و متحد را قبول ندارم
تاريخ : 1390/11/24
منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي
حجت الاسلام والمسلمين پناهيان گفت: گروهي از اصولگرايان زمانه را نيازمند اين مقدار از تحمل و بردباري در برابر برخي از عناصر كه دچار خطا و اشتباه شده اند نمي بينند و معتقدند جامعه كشش برخوردهاي غير مصلحت انديشانه و انقلابي، در حذف هر كسي كه به هر مقدار به اصول مقيد نبوده است را دارد و گروهي از اصول گرايان معتقدند بايد با مدارا و سعه صدر بيشتري به ميدان انتخابات رفت؛ ايشان همچنين افزود : در آينده نه چندان دور تمام كساني كه به روند رو به جلوي حركت انقلاب كمك نكرده اند طبيعتا منزوي خواهند شد و جزء مطرودين جامعه قرار خواهند گرفت؛ چه رسد به كساني كه سنگ اندازي هم كرده اند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی؛ حجت الاسلام علیرضا پناهیان کارشناس مسائل مذهبی و فرهنگی در گفتوگویی با فارس، به واکاوی ریشههای فتنه 88 و نیز اهمیت و جایگاه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی پرداخت که در ادامه به آن اشاره میشود؛ الان در آستانه انتخابات و پس از فتنه ۸۸ فضای سیاسی جامعه را چگونه میبینید؟ طبیعتاً بعد از تنشهای مربوط به فتنه، آرایش سیاسی جامعه تا حدودی تغیر کرده است؛ مطالبات و شعارهای مردم نیز تا حدی تفاوت یافته، و بهتر است بگویم متکامل شده است و این خاصیت جامعه انقلابی ماست که همیشه در حال تکاپو و تکامل است. اوضاع هیچ وقت به یک شکل باقی نمیماند. این تحول و تطور علامت بیثباتی نیست؛ بلکه علامت ثبات اصول انقلاب در میان مردم است که هر کس با آن فاصله پیدا میکند به مرور حذف میشود. وجود چنین وضعیتی علامت ثبات اصول انقلاب در میان مردم است که هر کس با آن فاصله پیدا میکند به مرور حذف میشود. وجود چنین وضعیتی علامت آن است که جامعه ما توسط گروهی سرمایهدار زالوصفت که احزاب را برای کنترل نخبگان ساختهاند و رسانهها را برای فریب و تخدیر تودهها پرداختهاند، اداره نمیشود. آنچنان که در جوامع عقبمانده و درمانده دمکراتیک اینچنین است. اینجا آزادی به معنای واقعی آزاد است. سیاسیون باید بدانند که هیچگاه کسی برایشان ضمانت نامه دائمی استقرار در عرصه سیاست صادر نکرده است، چه رسد به عرصه؛ قدرت که فراز و فرودهای بیشتری دارد. نه تنها باید در مسیر انقلاب باقی بمانی، بلکه باید در این مسیر پیشرفت کنی و همپای مردم انقلابی رشد کنی و به اصلاح دائم خود بپردازی. هم اکنون در چه وضعیتی قرار داریم؟ ویژگیهای مهم زمانه ما خصوصا پس از دوران فتنه چه چیزهایی است؟ اولا از نظر بینالمللی ایران اسلامی جایگاه بینظیری پیدا کرده است. اقتدار بیسابقه جمهوری اسلامی در بیانات امام امت رهبر عزیز انقلاب در خطبه نماز جمعه اخیر مشهود بود. هدایت بیداری اسلامی در منطقه و حتی بیداری جهانی در کلمات و رهنمودهای ایشان کاملا احساس میشد و این را همه جهانیان می فهمند روز جمعه معلوم شد کوچکترین تهدید نظام مقدس ما علیه استکبار کارساز است در حالی که بزرگترین تهدیدهای دشمنان ما حتی اگر آن را اجرا کنند هم بیتاثیر است و بلکه به ضرر خودشان است. در چنین شرایطی طبیعی است مردم امیدوارانهتر و شجاعانهتر به میدان میآیند و از انقلاب و ولایت که مظهر اقتدار نظام است دفاع میکنند و اثرش را در حضور باشکوه مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن دیدیم. از طرف دیگر یکی از ویژگیهای زمانه ما این است که مطالبات انقلابی مردم اگر در ابتدای انقلاب بیشتر تحت تاثیر جو انقلاب و یا هیجانات دفاع مقدس شکل میگرفت پس از یک دوره فترت که دلائل خاص خود را دارد به شکل حقیقیتری بروز کرده و روز به روز جدیتر و عمیقتر میشود. چون روز به روز سطح معنویت و معرفت افزایش پیدا میکند و تجربیات انقلابی جامعه ما و بلکه جهان پیرامونی ما گستردهتر و عمیقتر میشود که همه مؤید حرکت انقلابی مردم ما هستند. در آینده نه چندان دور تمام کسانی که به روند رو به جلوی حرکت انقلاب کمک نکردهاند طبیعتا منزوی خواهند شد و جزء مطرودین جامعه قرار خواهند گرفت؛ چه رسد به کسانی که سنگاندازی هم کردهاند. یکی دیگر از ویژگیهای زمانه ما این است که همگام با افزایش بصیرت و مطالبات انقلابی مردم، پیچیدگی فریب و نفاق هم افزایش پیدا کرده است و تلاش برای نفوذ در بدنه انقلابیون به انحاء مختلف بیشتر شده است. چون نه دشمنیها کاهش پیدا کرده، نه چیزی از منفعتطلبیهای سودجویان کاسته شده است. وقتی با بصیرت انقلابی راههای اصلی به نفوذ دشمنان و منفعتطلبان بسته میشود، طبیعتا از درزها و روزنهها برای ایجاد هر نوع رخنه و شکافی استفاده میشود. این نباید موجب سلب اعتماد از نیروهای انقلابی شود، ولی باید هوشیارتر از گذشته بود و ارزیابیهای دقیقتری از رفتار پیچیده دشمنان داشت و با احتیاط بیشتری گام برداشت. ویژگی چهارم، چرخش قدرت بین نخبگان جامعه است که مقدمتاً عرض کردم. این گردش قدرت در هر جامعهای امری طبیعی است؛ در جوامع دیکتاتوری با کودتا یا انقلابهای خونین همراه است و در جوامع به اصطلاح دمکراتیک، صوری و غیرواقعی است. اما چرخش قدرت بین نخبگان در جامعه اسلامی ما یک امر حقیقی و تاثیرگذار است و همیشه با کمترین هزینهها صورت گرفته است. هر کس به تاریخ انقلاب ما نگاه کرده باشد میبیند جامعه اسلامی ما هیچگاه در مسیر حرکت انقلابی خود معطل کسی نمانده است و خود را مدیون و اسیر هیچ جریان عقبماندهای نکرده است. البته بعضیها وقتی قافیه را میبازند مایلند جرزنی کنند و به انواع طرفندها میخواهند قاعده بازی را بهم بزنند اما همیشه خود بازنده بودهاند، فتنه ۸۸ جدا از فرصتطلبیهای بیگانگان، یکی از عوامل مهمش این بود که بعضیها باخت در انتخابات را به منزله مرگ جریان خود میدیدند و نمیخواستند این را بپذیرند. در شرایط کنونی چرخش قدرت بین نخبگان که چندی است آغاز شده، در حال شکلگیری نهایی است و هر انتخاباتی از لحظههای حساس تجلی این چرخش است. ویژگیهای دیگری هم قابل ذکر است که به جهت اختصار صرف نظر میکنم. ولی جمعبندی این شرایط به ما میگوید ما با قدرت بیشتری به نبرد با مشکلات بزرگتری خواهیم رفت و باید با امید و هوشیاری کامل به برداشتن موانع جدید اقدام کنیم و فتنههای آینده را درهم بشکنیم. در این میان پدید آمدن دو جریان مهم اصولگرایی را چگونه ارزیابی میکنید؟ اولا شکل گرفتن این جبههها امری طبیعی است و حتی اگر آن را افتراق و جدایی بدانیم و بر آن انتقاد هم داشته باشیم، یک امر قهری و طبیعی به نظر میرسد. برای تبیین این افتراق میخواهم قبل از پرداختن به علل تاریخی این شکلگیری به تبیین تفاوت اصلی بین این دو جریان بپردازم. به تصور بنده گروهی از اصولگرایان معتقدند باید با مدارا و سعه صدر بیشتری به میدان انتخابات رفت، و ضمن پافشاری بر اصول تا آنجا که جا دارد دائره اصولگرایی را گستردهتر کرد که این گروه بیشتر در جبهه متحد گرد هم آمدهاند. انصافا هیچگاه نمیتوان در میدان سیاست بدون رعایت مصالح قدم برداشت و سعه صدر لازمه سازوکار اداره جامعه است. خصوصا اگر افراد انقلابی و دلسوز بخواهند چنین جریانی را رهبری کنند، کاملا قابل اعتماد خواهد بود. و گروه دیگر زمانه را نیازمند این مقدار از تحمل و بردباری در برابر برخی از عناصر که دچار خطا و اشتباه شدهاند نمیبینند و معتقدند جامعه کشش برخوردهای غیر مصلحتاندیشانه و انقلابی، در حذف هر کسی که به هر مقدار به اصول مقید نبوده است را دارد. که این گروه هم بیشتر در جبهه پایداری سازماندهی شدهاند. البته باید این جبهه در مقام عمل بتوانند ثابت کنند چنین ایدهای را تعقیب میکنند و بتوانند در اجرای این ایده در تنظیم فهرست انتخاباتی موفق عمل کنند. واقعیت این است که این دو نظر از قبل هم در متن جریان وفادار به اصول نظام و انقلاب وجود داشته و دارد؛ ولی ظاهرا هم اکنون زمان تجلی یافتن این دو دیدگاه در متن رقابتهای انتخاباتی فرا رسیده است. حالا ممکن است در رفتارهای برخی از وابستگان به این دو جریان اشتباهاتی هم دیده شود ولی اصل ماجرا از این قرار است. مهم این است که هر دو جریان توسط عناصر انقلابی و معتقد اداره میشوند. تفاوت این دو جریان در همین «میزان مدارا» خلاصه میشود؟ طبیعتا اطراف و ابعاد دیگری هم پیدا میکند ولی فعلاً همین تفاوت برجسته شده است و موجب پدید آمدن یک فضای رقابتی جدی در عرصه انتخابات شده است. البته باید مواظبت کرد که اختلافها موجب اتهامهای ناروا نشود. شاید یکی از تفاوتهای این دو جبهه در شیوه معنا کردن اصولگرایی و نحوه مصداقیابی برای آن باشد که هر دو گروه حرفهای قابل ملاحظهای دارند. شما فکر میکنید مردم به کدام طرز تفکر رای خواهند داد؟ من مایلم به جای اینکه پیشبینی کنیم، صبر کنیم و ببینیم واقعا مردم به کدام نظر بیشتر رای میدهند. اگر مردم به سمت سعه صدر رفتند معلوم میشود زمانه زمانه مدارا است و اگر مردم مدارا را ضروری ندانستند معلوم میشود طور دیگری است. البته هر گروه باید روشنگریها و فعالیتهای خود را داشته باشد. هرچند شاید این دو جریان وجه تمایز خود را مدارا و یا عدم مدارا نگذارند؛ ولی نتیجه در تعیین لیست انتخاباتی همین است. طبیعتا هرکدام از این دو نگاه دلایل خاص خود را در انتخاب افراد دارند. حضور آیات مصباح و مهدوی را در راس دو جبهه پایداری و متحد چگونه تحلیل میکنید؟ اولا این یکی دیگر از ویژگیهای این زمان است که علماء طراز اول در مقام هدایت جریانهای سیاسی بیش از گذشته وارد صحنه شدهاند و این بسیار باعث مسرت و خرسندی است. البته آقایان قبلاً هم همیشه در میدان حاضر بودهاند اما به این نحوه بارز، بدیع و ارزشمند است. این نشاندهنده هرچه عمیقتر شدن بینش و نگرش جامعه و نیاز عرصه سیاست به اندیشه و علم است. هم آیتالله مهدوی و هم آیتالله مصباح هر دو در نهایت دلسوزی و فداکاری به میدان هدایت نخبگان سیاسی کشور آمدهاند. ثانیا هر دو بزرگوار از استقلال و سلامت سیاسی و ثبات قدم در طول این سالها برخوردار بودهاند.جمله حضرت امام(ره) را درباره آیتالله مهدوی هیچگاه فراموش نمیکنیم و همچنین حضور ایشان در رأس یک مجموعه علمی ارزشمند مانند دانشگاه امام صادق(ع) و نیز مواضع انقلابی ایشان در طول سالهای پس از انقلاب، ایشان را به نقطه اتکاء قابل اعتمادی تبدیل کرده است. همینطور مجاهدت های شجاعانه و عالمانه حضرت آیتالله مصباح را که بعضا منحصر به فرد بوده است و مجموعه علمی بسیار وزین مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی(ره) که از برکات وجودی ایشان است، ایشان را یک استوانه کمنظیر در انقلاب اسلامی ساخته است. واقعا حضور این دو بزرگوار بسیار مغتنم است و نشان میدهد که ما آینده بسیار بهتری را در عرصه سیاست پیشرو خواهیم داشت. پس اینکه برخی مدعیاند جریان آقای هاشمی پشت سر جبهه متحد است و جریان انحرافی پشت سر جبهه پایداری است شما این ادعاها را قبول ندارید؟ نخیر قبول ندارم. اولا این دو بزرگوار مستقلتر و هوشیارتر از آنی هستند که بازی بخورند. ثانیا تعداد فراوانی از افرادی که در هر دو مجموعه حضور فعال و موثر دارند سوابق روشن آنها دلالت بر استقلال این دو مجموعه دارد. البته همیشه باید احتمال نفوذ و سوءاستفاده داده شود. بالاخره هر جریان مغرضی که از پایگاه تودهای مناسبی برخوردار نیست مایل است از جریانهای قوی سوءاستفاده کند و یا در آن نفوذ نماید ولی بیش از این باید نگران دوبهمزنیهای ناروا و اختلافافکنیهای مخرب بود که همیشه دشمنان ما را خوشحال میکند و بعضیها برای اینکه بازی را به نفع خود تمام کنند مایلند اختلاف نظر را به دشمنی بین اصولگرایان تبدیل کنند؛ تا در اثر تضعیف آنان خود را تقویت نمایند. به این ترتیب اتحاد این دو جبهه دیگر منتفی است؟ نخیر شرایط ممکن است تغییر کند و رقابتها به گونهای دیگر شکل بگیرد. ولی امروزه اگر به صورت طبیعی به روند شکلگیری جریانها در صحنه سیاسی نگاه کنیم نه تنها اتحاد منتفی به نظر میرسد بلکه رقابت اصلی بین این دو مجموعه خواهد بود. جریانهای دیگر اگر به میدان بیایند از پشتوانه عمیق نظری و اصالت کافی برخوردار نیستند. ولی اگر شرایط با برخی عوامفریبیها و یا فرصتطلبیها متفاوت شد، بهتر است اصولگرایان و وفاداران انقلاب با متحد شوند. نسبت به مفهوم و مصداق ساکتین فتنه چه نظری دارید؟ سکوت در مقابل فتنه مورد نفرت همه مردم است. منتها درجات و مراتبی دارد و معقول به تشکیک است. بنده هم مانند بقیه مردم دلم از کسانی که در مقابل فتنه سکوت کردهاند خون است. ولی عملکرد معقول و انقلابی در هر برهه ما را نیازمند به ارزیابی دقیقتر و رعایت تمام جوانب امر میکند که ممکن است نتیجه آن بود که با همه انواع اشتباهات به یک شکل برخورد نکنیم. وارد جزئیات نمیشوم. ولی جدا از مقامنظر که هر سکوتی در مقابل فتنه مطرود است، در مقام عمل باید میزان اشتباهات افراد سنجیده شود و به طول کلی براساس اولویتها برخورد شود. البته باید از عملکرد جبهه متحد در حذف برخی اسامی که عدم درک صحیح خود را از ولایتمداری به اثبات رساندهاند تقدیر کرد. نسبت به وضعیت اصلاحطلبها چه نظری دارید؟ جریان اصلاحطلب یک بدنه دارد و یک رأس، باید ابتدا حساب این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد. از طرف دیگر بدنه جریان اصلاحطلبی نیز جدا از عموم مردمی است که زمانی به اینها اقبال کرده بودند. بسیاری از مردم به خاطر سیاست و ابوی محترم آقای خاتمی به ایشان رأی دادند، اما سران اصلاحطلب همه را به حساب تفکرات غربگرای خود گذاشتند و بعد البته به مرور پاسخ منفی مردم را دریافت کردند. هرچند ظاهراً بعضیها هنوز به اشتباه خود پی نبردهاند. رؤسای اصلاحطلب در انتخابات ۸۸ این اشتباه را تکرار کردند، آمدند و روی حساب نخستوزیر حضرت امام (ره) رأی جمع کردند و میخواستند همه را به حساب اندیشههای غربزده خود بگذارند. و اما بدنه اصلاحطلب متشکل از چند طیف هستند، گروهی از آنان عمدتاً کسانی هستند که نسبت به تجربه غرب خوشبین هستند و بیشتر مایلند با نگاهی برآمده از برخی علوم منسوخ تجربی به تفسیر دین و حتی پذیرش و یا عدم پذیرش احکام اسلام بپردازد. اینها یا از معارف دینی به صورت عمیق اطلاع ندارند و یا به عالمان دینی کمتر اعتماد دارند. ولی اکثراً آدمهای روشنفکری هستند که وقتی بنبستهای تمدن غرب را میبینند، علیالقاعده باید خود به خود از اصرار بر تکرار تجربههای روشنفکری هستند که وقتی بنبستهای تمدن غرب را میبینند، علیالقاعده باید خود را اصرار بر تکرار تجربه غرب فاصله بگیرند و نمیتوان از آنها به عنوان سربازان وفادار و فداکار سران اصلاحات نام برد. گروه دیگر انقلابیونی هستند که به صورت سنتی همیشه همراه با چهرههای شاخص جریان باصطلاح چپ بودهاند و همیشه با مبانی یا بدون مبانی، اعتماد بیشتری به آن جریان داشتهاند، ولی غالباً دلسوز انقلاب به حساب میآیند و افراد غیر منطقی هم نیستند. اینها نیز اکثراً از سران اصلاحات به خاطر اشتباهات فاحشی که داشتهاند بریدهاند. البته برخی از کسانی که این بدنه را تشکیل میدهند مخالفان نظام هستند و کف مطالباتشان سقف مطالبات اصلاحطلبان است، که بسیار اندک هم هستند ولی مایلند بر انتخابات تأثیر بگذارند و افراد نزدیکتر به افکار خود را بالا ببرند. هر چند آنها همین مقدار التزام اصلاحطلبها را هم نمیتوانند قبول کنند و اگر فرصت کنند و بتوانند، دوست دارند از اساس نظام را ساقط کندن. اصلاحطلبها هم بدشان نمیآید رأی اینها را برای شلوغی بازارشان با خود همراه کنند. برای اینها نمیشود فکری کرد. اما مابقی بدنه اصلاحات باید فکری برای نمایندگی طرز تفکر در فضای سیاسی جامعه داشته باشند. به طور کلی آنان که در رأس جریان اصلاحات بودهاند نه تنها به خوبی از بدنه اصلی خود یعنی دو قسم اول نمایندگی نکردهاند بلکه در بسیاری از موارد موجب سرافکندگی طرفداران خود هم شدهاند. بدنه سالم و بیغرض اصلاحات را باید دریافت و حساب آنها را باید از آن رؤسای فتنه جدا نمود. حتی باید به گونهای این بدنه در جریانهای فکری و سیاسی موجود بازتعرف شده رئوس خود را پیدا کنند و حضورشان در عرصه سیاست تثبیت شود تا به مرور فاصلههای ایجاد شده از نظام که محصول بداخلاقی رئوس جریان اصلاحات بوده از بین برود و دیدگاهها نیز به هم نزدیکتر شود. یادمان باشد که جریان اصلاحات سالها بر طبل اختلاف و «دیو و دلبر» سازی، آنهم در تقابل با نظام تلاش وافر کرده است که امیدواریم همدلیهای بیشتر در آینده شاه باشیم و رقابتهای مخرب را در میان نخبگان سیاسی شاهد نباشیم. اما به نظر بنده هر کس در رأس اصلاحات بوده و بد عمل کرده، دیگر لیاقت حضور در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی را ندارد. کجا بدنه اصلاحات به چنین رفتارهای زنندهای که سران اصلاحات انجام دادهاند راضی بودهاند؟ مجلس بعدی چه مشخصاتی باید داشته باشد؟ دو ویژگی کلیدی در نمایندگان مجلس بعدی باید باشد، تا بتواند مملکت را در شرایط سخت آینده به پیش ببرد. اولاً کارآمد باشد و از توانایی قانونگذاری و ژرفنگری مورد نیاز آن برخوردار باشد. ثانیاً ولایتمدار باشد، یعنی بفهمد آنچه موجب اقتدار کشور است و موجب سهولت گردش امور و صلابت نظام میشود و زحمات را کم میکند و هزینهها را به شدت کاهش میدهد تقویت ولایتمداری به ویژه در میان نخبگان سیاسی است. تأکید ما بر ولایتمداری یک امر معقول است. چرا که ولایت عامل تضمین مردمسالاری و عامل مهم موفقیت در تحقق عدالت در ابعاد گوناگون است. ما هرچه از تجربه شکست خورده دمکراسی به معنای غربی آن فاصله میگیریم و هرچه میخواهیم از دیکتاتوری پرهیز کنیم،باید هرچه بیشتر به ولایتمداری روبیاوریم. درباره اصل انتخاباتی که پیشرو داریم چه نظری دارید؟ اولاً دشمنان ما میخواهند مشارکت را کاهش دهند این خواست جدی دشمنان ماست و مهمترین نتیجهای که میخواهند از این وضعیت بگیرند ایجاد بیثباتی و ناامنی برای کشور است. هرکسی تلاش دارد مشارکت کاهش یابد باید برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف شود و همکاری دشمنان این ملت تلقی شود. دشمنان ما مایلند مردمسالاری دینی ما هم مانند دمکراسی پوسیده آنها بیرونق باشد تا الگو برای سایر ملتها قرار نگیریم. امروزه برای دشمنان ما بیش از نابودی ما، نابود نشدن خودشان اهمیت دارد که آن را در گرو الگو نشدن ما میدانند. ثانیاً این خواست دشمنان ماست که فرصتطلایی انتخابات را که همیشه موجب جلا یافتن انقلاب حیات مجدد ارزشهای انقلاب بوده است را به تهدید تبدیل کنند و به بهانههای مختلف نظیر آنچه در انتخابات ۸۸ روی داد فضای جامعه را دستخوش ناامنی نمایند. دشمنان ما نمیخواهند ما بیش از این برای سایر ملتهای اسلامی الگو باشیم آنها مایلند به پیروزی و بهروزی را در موج اسلامگرایی منطقه به یأس مبدل کنند و راهش را این میدانند که لااقل چند نفر به خیابانها بیایند و چند تا سطل آتش بزنند و شعارهای مطلوب آنان را سر دهند. تا آنها آن را در رسانههای عمومی چند برابر نشان دهند و موجب ناامیدی ملتها بشوند. امیدوارم که ملت سربلند ما عصاره فضائل خود را به مجلس بفرستند و با مشارکت بالا به حل مشکلات خود اقدام نمایند. که ریشه حل تمام مشکلات معیشتی و فرهنگی در گرو روی کار امدن افراد متدین کارآمد و انقلابی است که بتوانند با شجاعت در مقابل دشمنان بایستند و با تلاش و مجاهدت فراوان به این مردم خدمت کنند. به عنوان آخرین سؤال شما خودتان چرا ثبتنام نکردید؟ ظاهراً در دورههای قبل هم به صورت جدی از شما درخواست شده بود اما قبول نکرده بودید. همه فعالیتهای مفید در مجلس خلاصه نمیشود باید تقسیم مسئولیت کرد. بنده وظایفی دارم که اگر بتوانم همانها را انجام بدهم کافی است و صحیح نیست که انتها و یا اوج فعالیتهای انقلابی را حضور در مجلس بدانیم. بنده بدون حضور در مجلس هم به فعالیت سیاسی به ویژه در زمینه فکر سیاسی و فرهنگ سیاسی میپردازم و نیازی به حضور در مجلس برای انجام وظایفطلبگی خود نمیبینم. خصوصاً اینکه فعالیت تبلیغی و تربیتی را مهمتر از قانونگذاری میدانم. ضمن اینکه از بیرون مجلس هم میشود تأثیراتی در قانونگذاری داشت که امیدوارم با حضور نمایندگان انقلابی و روشنبین این امر تسهیل شود
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
در یکی از جلسه ها بحث درباره سند روایتی بود که انس بن مالک از رسول اکرم (ص) نقل کرده است. آقا در همین رابطه فرمودند: انس بن مالک خادم پیغمبر بود و راوی معروف است که خیلی روایت از پیامبر نقل کرده است به خصوص عامه از او نقل کرده اند... ایشان افزودند: این روایت دلالتش خوب است لکن سندش بسیار ضعیف است. تمام رجالی که در این سند هستند تا انس بن مالک مجهولند... خود انس هم محل کلام است. او همان کسی است که نقل شده حضرت امیرالمؤمنین (ع) بعد از وفات پیغمبر (ص) به او فرمودند که بیا قضیه غدیر را شهادت بده! چون قضیه غدیر پیش بعضی ها مورد انکار بود، حضرت فرمودند بیا شهادت بده! شهادت نداد، ظاهراً گفت یادم رفته، خبر ندارم. حاضر نشد شهادت بدهد، سکوت کرد، مثل بعضی از سکوتهایی که بعضی ها در یک جاهایی می کنند که نباید سکوت کنند، او هم سکوت کرد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
مي دونيد فرق صداو سيما با شهرداري چيه؟؟؟؟ . . . . . . . شهرداري بيشتر وقتا آشغال جمع مي كنه اما صداو سيما بيشتر وقتا آشغال پخش مي كنه !!!!
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
انقلاب ما علیه كمپدیوید بود
متن زیر، سخنان آقای ضیاء الصاوی از مصر، مهندس كامپیوتر و روزنامهنگار و فعال سیاسی و انقلابی است كه در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان شد.
بسماللهالرحمنالرحیم، والحمدلله رب العالمین، والصلاة والسلام علی أشرف المرسلین نبینا و امامنا محمد و علی آله و صحبه و سلم، و من اتبعه إلی یوم الدین. حضرت رهبر جمهوری اسلامی ایران! آقایان محترم حاضر در جلسه! برادران عزیز و جوانان امت عربی و اسلامی! السلام علیكم و رحمةالله و بركاته. در آغاز و قبل از اینكه سخنانم را شروع كنم میخواهم تشكر و سلام خود را تقدیم كنم به همهی كسانی كه دستاندركار این كنفرانس بودند و فكر میكنم این كنفرانس و فعالیتهای مانند آن، تأثیرات زیادی در استحكام ایدهی وحدت اسلامی میان جوانان امت عربی و اسلامی خواهد داشت. در این سخنان كوتاه سعی خواهم كرد به برخی پرسشها پاسخ دهم. پرسشهایی كه بعد از جرقهی انقلابهای عربی زیاد شنیده میشوند. البته من در سخنانم بر انقلاب مصر به عنوان نمونهای از این انقلابها متمركز خواهم شد. هویت انقلاب مصر چیست؟این پرسشها عبارتند از: هویت انقلاب مصر چیست؟ آیا یك انقلاب اسلامی است یا نه؟ جایگاه فلسطین در این انقلاب چیست؟ و اینكه آیا انقلاب مصر همانطور كه برخیها ادعا میكنند صرفاً یك مسئلهی داخلی است یا فراتر از آن، گامی در راه رویارویی با ائتلاف آمریكایی - صهیونیستی است؟ امروز یك گام دیگر به آزادسازی فلسطین نزدیك شدهایم و به زودی روزی خواهد رسید كه همانگونه كه سفارت صهیونیستها را در قاهره مورد هجوم قرار دادیم، مسجدالاقصی فلسطین را نیز آزاد كنیم.پاسخ من این است كه علیرغم اهمیت انواع آزادیها، اما درست نیست كه انقلاب مصر را تنها انقلابی برای كسب آن آزادیها بدانیم. و باز علیرغم اهمیت عدالت، باید گفت كه انقلاب مصر تنها برای عدالت نبود، بلكه این انقلاب اساساً برای كسب استقلال حقیقی مصر و رها شدن آن از ائتلاف آمریكایی - صهیونیستی بود. این انقلاب برای آن بود كه مصر دوباره به هویت عربی - اسلامی خویش بازگردد. و از آنجایی كه مسئلهی مصر برای تمام اعراب و مسلمانان اهمیت دارد، امروز من به نمایندگی از ملت مصر از ملت عرب و امت اسلامی و به ویژه از تمامی گروههای مقاومت در غزه و در رأس آنها حماس و جهاد اسلامی و نیز حزبالله لبنان به خاطر تأخیر انقلاب در مصر و دوام حكومت فردی وابسته و عامل اجانب مانند حسنی مبارك عذرخواهی میكنم. اگر تفكر صهیونیسم بر مدعای یهودیان در سرزمین فلسطین استوار شده باشد، بنابراین هر كسی كه به این فكر ایمان داشته باشد یا به تحقق و اجرای آن و ادامهی غصب سرزمینهای عربی یا اسلامی از سوی صهیونیستها كمك كند، یك صهیونیست خواهد بود. به همین دلیل، مصر عربی- اسلامی متأسفانه توسط یك صهیونیست اداره میشد. همانطور كه استاد من «مجدی احمد حسین» دبیر كل حزب كار گفتند، حتی رهبران رژیم صهیونیستی هم تأكید كردند كه مبارك یك گنج استراتژیك برای اسرائیل بود. به نظر ما مبارك یك صهیونیست واقعی به معنی دقیق و حقیقی كلمه بود. انقلاب ما علیه كمپدیوید بودبنابراین میخواهم تأكید كنم كه انقلاب ما ادامه دارد. ما توانستیم رأس رژیم را ساقط كنیم اما خود رژیم هنوز برجاست. انقلاب مصر برای براندازی رژیمی شعلهور شد كه آن رژیم هنوز باقی است و آن رژیم «كمپدیوید» است. تا زمانی كه در مصر، هستند كسانی كه از احترام به آن معاهدهی ننگین كه دست و پای مصر را به نفع صهیونیستها و آمریكاییها بست سخن میگویند، انقلاب ما همچنان و تا برانداختن تمامی باقیماندههای رژیم گذشته ادامه دارد. امروز علیرغم سعی برخیها برای پنهان كردن هویت اصلی انقلاب ما، این هویت همواره خود را به شكل آشكاری نشان میدهد. هویتی كه در شعارهای مردم بروز كرد. مردمی كه در حالی از مساجد به خیابانها میآمدند كه شعار میدادند «الله اكبر»، «لاالهالاالله»، «مبارك، دشمن خدا»، «ای مبارك؛ ای ترسو؛ ای عامل آمریكایی»، «ای مبارك؛ ای صهیونیست؛ بدان كه من با چشمهایم از مصر حمایت میكنم». مردمی كه پرچم فلسطین را در همان روزهای اول انقلاب برافراشتند و بارها و بارها پرچم صهیونیستها را در تظاهرات میدان التحریر به آتش كشیدند. در آن روزها كه رجالههای مبارك به میدان التحریر حملهور شدند و «واقعهی جمل» را آفریدند، همین جوانان مسلمان و جوانان فعال سیاسی بودند كه نقش «بزرگتری» را در میدان التحریر ایفا نمودند و از انقلاب مردم حمایت كردند. امروز كافی است تا نگاهی به نتایج انتخابات پارلمانی مصر بیندازیم تا به هویت حقیقی انقلاب مردم مصر پی ببریم. جریان اسلامگرا توانست با بدست آوردن بیش از 70 درصد كرسیهای پارلمان پیروز انتخابات شود. البته علیرغم تمام آنچه كه گفتم باید اضافه كنم كه انقلاب مصر، انقلابی از سوی تمامی اقشار مردم از گروهها و دستهجات گوناگون بود. انقلاب مصر، انقلاب مسیحی و مسلمان، پیر و جوان، پزشك و قاضی و علمای الازهر و اساتید دانشگاهها بود. این انقلاب، انقلابی به تمام معنا مردمی بود. به خوبی به یاد دارم اولینباری كه شعار «سقوط مبارك» را سر دادیم و به انقلاب مردمی مسالمتآمیز دعوت كردیم، زمانی بود كه پس از قتل عام جنین در سال 2002 در مسجد «ازهر شریف» جمع شده بودیم. آری، ما انقلاب مصر را در كارخانهی مسجد و دانشگاه ساختیم. مسئلهی فلسطین، رهیافت اصلی گروه زیادی از فعالان سیاسی و شركتكنندگان در تظاهرات علیه مبارك بود. من معتقدم حمله به سفارت صهیونیستها در قاهره كه بنده افتخار حضور در آن را داشتم و باعث شد تا صهیونیستها برای اولین بار در تاریخ عذرخواهی كنند، تأكیدی بود از سوی ملت مصر مبنی بر اینكه انقلاب مصر از این پس اجازه نخواهد داد تا هیچگونه رابطهای بین مصر و رژیم صهیونیستی وجود داشته باشد. ما امروز یك گام دیگر به آزادسازی فلسطین نزدیك شدهایم و به زودی روزی خواهد رسید كه همانگونه كه سفارت صهیونیستها را در قاهره مورد هجوم قرار دادیم، مسجدالاقصی فلسطین را نیز آزاد كنیم. امروز علیرغم سعی برخیها برای پنهان كردن هویت اصلی انقلاب ما، این هویت همواره خود را به شكل آشكاری نشان میدهد. هویتی كه در شعارهای مردم بروز كرد. مردمی كه در حالی از مساجد به خیابانها میآمدند كه شعار میدادند «الله اكبر»، «لاالهالاالله»، «مبارك، دشمن خدا»، «ای مبارك؛ ای ترسو؛ ای عامل آمریكایی». انرژی هستهای حق مسلم ما مسلمانان استهمچنین لازم میدانم بر حق جمهوری اسلامی ایران در برخورداری از انرژی هستهای مسالمتآمیز تأكید كنم و تحریم اقتصادی غیرقابل پذیرش كنونی علیه این كشور را محكوم نمایم. امروز امت اسلامی و بهویژه انقلابهای جدید منطقه باید از حق ایران در برخورداری از دانش هستهای دفاع كنند. چرا كه جنگ امروز، جنگ دانش است و هر كه از دانش برخوردار باشد، قدرت هم خواهد داشت. تأكید میكنم كه امت اسلامی باید در دفاع از حق ایران برای داشتن انرژی هستهای مسالمتآمیز ایستادگی كند كه این ایستادگی در حقیقت دفاع از ایران نیست، بلكه دفاع از حق امت اسلامی و به ویژه انقلابهای جوان منطقه است. امروز اگر ائتلاف آمریكایی-صهیونیستی و غربیها موفق به پیروزی در این نبرد شوند، این فناوری از دست ما خارج خواهد شد. در پایان سخنم میخواهم دعوتی داشته باشم از همهی جوانان امت عربی و اسلامی و از حضرت رهبر هم درخواست میكنم كه این دعوت را مطرح كنند. همانطور كه میدانید 15 ماه مه آینده مصادف میشود با سالگرد روز «نكبت» در جهان اسلام. روزی كه 64 سال پیش، دولت صهیونیستی در 1948 میلادی موجودیت خود را اعلام نمود. میخواهم دعوت كنم از جوانان جهان اسلام كه این روز را تبدیل به روزی كنند كه جهان عرب و اسلام از پلیدی سفارتخانهها و كنسولگریهای صهیونیستها پاك شود و این روز، روز حمله به سفارتخانههای اسرائیل در تمام كشورهای عربی و اسلامی باشد. از حسن توجه شما حاضران سپاسگزارم. به خواست خداوند متعال ما در مبارزهی فردا در كنار یكدیگر و دوشادوش هم پیروز خواهیم شد. والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته برچسبها :اسراییل; بیداری اسلامی; دفاع از فلسطین;
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
برترین ها: یک زن آمریکایی با یک ساختمان قدیمی با عمر 107 سال ازدواج کرده و در مراسم عقد خود با این دیوار لباس عروسی به تن کرده است.
به گزارش برترین ها، پایگاه خبری "سیاتل بای" آمریکا خبر داد؛ بابیلونیا ایواز، یکی از تظاهرات کنندگان جنبش"سیاتل را اشغال کنید" است. وی در مراسم عروسی خود با ساختمان بیش از 100 ساله حدود 50 دوست خود را دعوت کرد. بنا به این گزارش، ایواز در اعتراض به گسترش خرید ساختمان های قدیمی در مناطق فقیر نشین و تخریب این ساختمان ها از سوی سرمایه گذاران جهت تاسیس آپارتمان های جدید، تصمیم به ازدواج با یکی از این ساختمان ها گرفت.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
اقامه نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیتالله خامنهای
همزمان با ايامالله دهه فجر و در آستانه سی و سومين سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی، حضرت آيتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در نماز جمعه پرشكوه تهران، با ارائه تحليل جامعی از دستاوردهای انقلاب اسلامی، مطالب مهمی در خصوص مسايل داخلی، تهديدات دشمنان، اوضاع منطقه و جهان و همچنين انتخابات نهمين دوره مجلس بيان كردند. منبع
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
آسمان يك بار ديگر خنده كرد
عشق ما را باز هم شرمنده كرد آسمان رقصيد و باراني شديم موج زد دريا و طوفاني شديم بغض چندين ساله ي ما باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد هميشه همه منتظرند در بيان... در زبان... امروز امامت آقايمان پا به ۱۱۴۷ سالگي گذاشت و اين يعني براي من وتو شرمندگي ببين ببين بشر بعد گذشت اين همه سال هنوز لياقت آن را پيدا نكرده كه رخ يار ببيند و بر زير بيرق او طعم شهادت را بچشد خدايا بار پروردگارا در اين شب عزيز و اين لحظه هاي زيبا و نوراني لياقتي به ما بده كه سال ديگر و يا نه لحظه لحظه ي عمرمان را در سربازي به مولاي غريبمان سپري كنيم و ما را عاقبت بخير بگردان.... آمين ــــــــــــــــــــ امروز باران آمد اما مردي در باران نيامد غمناك است وقتي كه انسان مي بيند حتي آسمان هم برايش اشك مي ريزد و ... ... ... ... و من و تو... سرگرم دو دوتاي زندگيمان هستيم جالب است نه سكه گران شد در بوق و كرنا كردند هدفمندي شد ... بيداري اسلامي شد ... ديكتاتورها يكي پس از ديگري رفت ... اما در اين ميان هيچ كس سراغ پسر فاطمه را نگرفت در ميان بازار نوسانات سكه و ارز هيچ كس از غربتش حرفي نزد اين همان دجال است كه من و تو از آن مي ترسيديم اگر سكه گران شد همه تعجب و ...!!! اما تا بحال شده كه تعجب كني چطور مولايمان مهدي زهرا هنوز نيامده در پايان بيا تا در عمل برايش و براي فرجش دعا كنيم يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
هميشه نوشتن قشنگ است هميشه انسان با نوشتن احساس مي كند كسي دارد حرفهايي كه براي دنيا بي ارزش است را براي كسي بازگو مي كند كه همان حرفها براي او از جنس طلا مي شود. اين است حس زيباي نوشتن... بگذريم. ــــــــــــــــــــــــــــــــ گاهي وقتها ديوانه هاي عاقلي به سر راهت مي آيند، تو مپندار كه آنان ديوانه اند و با غرور و تكبر كه من عاقل هستم از كنارشان بگذر، تو اگر احساس كردي كه حتي فقط بند كفشت از ديگري با ارزش تر است بدان مغرور شدي و بايد براي خويش و وجودت چاره اي بينديشي!!! اين را گفتم كه برسم به اصل موضوع؛ در راه بوديم با اهل دلي ، يكي از همين ديوانه هاي عاقل بر سر راه ما ظاهر شد، انگار... انگار كسي به او مأموريت داده بود كه تو بايد سر راه اين دونفر ظاهر شوي و اين پيغام را به آنان برساني ميداني؟؟؟ تا حرفي را كه مأمور گفتنش بود را گفت غيب شد يعني در لابلاي ماديات دنيا براي چند لحظه محو شد چه گفت؟ حرفي زد كه حال و روزم را هم خوب كرد و هم بد؟!؟!؟! ؟؟؟؟؟؟ گفت نه به دنيا دل ببند نه به آخرت فقط به خدا دل ببند فقط به خدا دل ببند.... تو !!! آري تو كه داري اين پست را مي خواني به چه دل بسته اي؟؟؟؟؟ به چه دل بسته اي؟؟؟؟؟ به چه دل بسته اي؟؟؟؟؟ به خدا دل ببند...
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
اكثر انديشمندان متفكران و خيلي هاي ديگر از همين افراد معتقدند كه زمان بر سه قسم است: گذشته يا ماضي ياLATE حال يا مضارع ياSITUATION آينده يا امر ياTOWARD اما بنده مخالف اين نظريه هستم ما مي گوييم زمان حال يا مضارع و يا حال يا مضارع ياSITUATION وجود ندارد زمان يا گذشته است و يا آينده اگر شما اكنون را مي گوييد و مي گوييد كه الآن حال است طبيعي است كه الآن گذشته و لحظه اي كه بعد از اين لحظه بود الآن آمد و همين لحظه هم رفت و لحظه ي بعدي آمد و همين چرخه زماني ادامه دارد اين چرخه ي زماني از آن زمان كه خداوند متعال زمين را و آسمانها و اسباب و مسببات را آفريد بوده و تا آخرين لحظه ي دنيا نيز ادامه دارد خوشحال مي شوم كه نظرات شما انديشمندان و متفكران را در اين باره بخوانم
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
بیائیم نخندیم . . . بیائیم نخندیم . . .به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب نخند به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. نخند به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند. نخند به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند به دستان پدرت، به جاروکردن مادرت، به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد، به راننده ی چاق اتوبوس ، به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد، به راننده ی آژانسی که چرت می زند، به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند، به مجری نیمه شب رادیو، به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند، به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد، به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان، به پسری که ته صف نانوایی ایستاده، به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده، به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید، به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد، به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی، به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی، به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی، نخند نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند! آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند، بارمی برند، بی خوابی می کشند، کهنه می پوشند، جارمی زنند سرما و گرما می کشند، وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
سلام
امروز هم اومدم عذرخواهی می کنم بخاطر تآخیر ۲۴ ساعته ای که داشتم واقعا اگه که به شما بگن که بهترین چیزی که توی دنیا آرزوش رو داری چیه؟ و بعد شما بهترین ها رو بگید مثلا بگید که بهترین .... چیز برای من توی دنیا یه فرشته ی نجاته که بیاد و نجاتم بده و بعد اون طرف بگه که الآن همینی رو که می خوای فقط چند متر با تو فاصله داره خدا وکیلی می تونی نری و همونجایی که نشستی بشینی خوب سخته دیگه فکر کن یه عمر حالا یه عمر نه ولی خوب از اون روزی که به جوونی پا گذاشتی تو کف همین خواسته ات بودی و حالا بگن فقط چند متر باهات فاصله داره می تونی نری نه وجدانا نمیری حاضری زندگیتو بدی ولی بری پیشش دیگه نه! بقیه اش واسه بعد
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
من نمي دونم چقدر شما به فرشته ي نجات اعتقاد دارين يا اصلن ازنزديك با اونا در ارتباط بودين يا نه
ولي من كه خيلي معتقدم راستش قضيه از اون موقعي شروع ميشه كه من خيلي تنها بودم البته احساس تنهايي مي كردما والا هم پدر مهربون و هم مادر خوبي داشتم ولي خوب يه احساسي بود كه چند صباحي بامن همسفر شده بود خلاصه حال روزم اساسي ريخته بود به هم خيلي دعا مي كردم خيلي از خدا مي خواستم كه يه راهي رو جلوي قدم ها قرار بده راستي سوء تفاهم نشه ها يه موقعي فكر نكنيد كه .... درسته من خدا رو داشتم امام زمان كه الهي قربونش برم هم بود خيلي وقتها هم از اونا كمك مي گرفتم و جوابم رو هم مي دادن ولي منظور من چيز ديگه ايه گذشت تااااااااااااااااااااااااااااااااا وقتي كه يه نفر يه فرشته يه ستاره زيبا توي آسمون دلم درخشيد يعني هديه ي خدا و امام زمانم بود خيلي دوستش دارم و وجودم هستي ام زندگي ام رو مي ذارم اما تحمل دوريش سخت است بقيه ي رو يه بار ديگه براتون مي گم
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
من براي از تو گفتن تا ته قصه خرابم
و باز ماه رمضان آمد همچون سالهايي كه حضور نبودنت را در عصر جمعه ي آخر شعبان احساس مي كرديم يادم مي آيد كه در روز عيد فطر سالهاي قبل دعاي فرجت را در قنوت نماز عيد باهم زمزمه مي كرديم اما متفاوت با بقيه قنوت ها بود انگار انگار همه خسته بودند اشك از چشمانشان مي خواست جاري شود ولي ... تاكي صبر كنم مي داني كه هر چه اين روزهاي بي توبودن مي گذرد تنهاتر مي شوم و اين ماه رمضان هم آمد اما باز .... يابن الحسن پر از داغم پر از آتش پر از درد بجان مادرت اي عشق برگرد
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
"زمین خواری" هم از آن حرفهاست! آخر کدام آدم عاقلی اینهمه خوردنی را می گذارد برود زمین را بخورد؟! احتمالا اولین کسی که این اصطلاح را بکار برده فکر کرده واقعاً می شود زمین را خورد!
اما دانشمندانی که برای پیدا کردن پاسخ این سؤال تحقیق کرده اند نتیجه گرفته اند که معده است دیگر، شعور که ندارد! آنها گفته اند وقتی طبق قوانین تکامل، دست پرندگان در طول میلیونها سال تکامل پیدا کرده و تبدیل به بال شده، لابد معده آدم هم می تواند ترقی کند و زمین که هیچ آسمان را هم بخورد!! اما معلوم نیست چرا دانشمندان هیچوقت عکسی، چیزی، بعنوان نمونه از یک "زمین خوار" در کتابهای علوم یا زیست شناسی ارائه نمی کنند تا بچه های مردم با این موجود تکامل یافته آشنا شوند و چند کلمه بیشتر توی مدرسه یاد بگیرند. نکند فکر کرده اند که عکس اینها بعنوان مجرم باید در صفحه حوادث روزنامه ها چاپ بشود؟! کسی چه می داند شاید هم دانشمندان تصمیم گرفته اند که آیندگان در شونصد سال آینده استخوانهای این موجودات را در موزه های تاریخ طبیعی و در کنار استخوانهای دایناسورها ببینند! ![]()
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
![]() ای نسيم سحر آرامگه يار کجاست
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
آه از ان ساعتي/ كه با تن
چاك چاك/ نهادي اي تشنه لب/ صورت خود روي خاك/آمده از خيمه گه/ خواهر
غمديده ات/ديد كه شمر از جفا نشسته بر سينه ات/
سلام بعد از يه مدت طولاني دوباره آمدم اما اينبار احساس مي كنم كه كسي به دعاي من احتياج دارد و من هم به دعاي او محتاجم خيلي زياد ... محرم آمد ورفت قافله ي ابي عبدالله آمد با حسين با ابوالفضل باعلي اكبر با علي اصغر با احترام و با هزار زيبايي و هزار هزار كاروان دل اما اكنون دارد مي رود يا شايد گفت كه ديگر رفت بدون حسين بدون ابوالفضل بدون اصغر بدون اكبر و هفتاد دو لاله ي ديگر اهل بيت پيامبر كه مقامشان در وصف كلام نمي گنجد را با خفت و خواري بردند و دلهاي همه عاشقان و ملايك را ريش ريش كردند خدا ايشالله عزاداري هاي شما رو قبول كنه راستش يه مدتيه خيلي دلم براي امام زمان مي سوزه خيلي يه صحبتي در رابطه با حضرت بود وقتي گوش مي كردم اشك تو چشمام جمع شده بود گفتن نداره ولي خود من توي زندگيم آقا رو بكلي فراموش كردم خودمو انداختم به مال دنيا فكر مي كنم كه بياد آقا هستم ولي نه اين طور نيست بخدا خيلي دلم براي امام زمان مي سوزه خود تو كه داري اين پستو مي خوني يه خورده بشين مرد و مردونه فكر كن ببين كه چه كاره اي چه قدر واسه آقا ارزش قائلي چه قدر از يه شبانه روز به فكرشي ؟؟؟؟ اصلا به فكرش هستي افتاديم توي بازي هاي زندگي تو عشق و عاشقي هاي دختر پسري تو حال و هوايي كه دشمن دنبالشه اصلا هم به فكر آقا نيستيم يه پيامي واستون مي ذارم جووووووون هركي دوست داري يه خورده بهش فكر كن منتظران مهدي به هوش حسين را منتظرانش كشتند
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
يابن الحسن کجايي ، چرا از ما جدايي ، مهلا مهلا يابن الزهرا آقا جان به مادرت مارا مراني از درت يابن الحسن ، يابن الحسن آقا تويي ، من بنده ام ، من بنده اي شرمنده ام "
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
يه روزي يه فكر منفي پاورچين مي آد ، زنگ هم نمي زنه تو هم صدايي نميشنوي غافل از اينكه اين مهمان ناخوانده كه خودمون قبلا واسش كارت دعوت فرستاده بوديم وقتي كه ميآد ديگه قصد رفتن نداره و اين قدر در خلوت و تاريكي ذهنمون بهش خوش ميگذره كه زنگ مي زنه دوستاش و آشناهاش هم بيان. مواظب فكرهاي منفيت باش اگه خيلي بهشون خوش بگذره حصاري هم دور خودشون مي كشند و بعد ديگه به همين ساده گي ها نميشه بيرونشون كني
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
در طلوعي كه حديث من و توست
از نخستين پرواز لحظه هاييست كه مي رويانيم زندگي زيباييست نو بودن نو كردن دل بردن گم گشتن زندگي يلداييست عاشقي يك راز است خفته در شعر شب و شبنم و تو كه دل انگيز ترين حادثه هستي ماست
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
یکی از شاگردان عارف ربانی آیت الله قاضی در اوایل انقلاب ، پیش بینی جالبی از سرنوشت همراهان و یاران حضرت امام (ره) کرده اند که خواندنی است.
اطرافیان آقای خمینی دو گروه هستند ، یک گروه آخرتشان به دنیا می چربد و یک گروه دنیایشان به آخرتشان می چربد . آن گروه که آخرتشان مقدم به دنیا است ، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند ولی آنان که دنیاشان به آخرت مقدم است از دور و بر امام و بعد هم آیت الله خامنه ای جدا می شوند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
در بهار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
معلم پای تخته داد میزد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود لواشک بین خود تقسیم می کردند وآن یکی در گوشهای دیگر «جوانان» را ورق می زد تساویهای جبری را نشان میداد با خطی ناخوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاریک غمگین بود
نگاه بچهها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات بر جا ماند آیا یک با یک برابر بود؟ معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه میداشت بالا بود وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال میپرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگردید؟ یا چهکس دیوار چینها را بنا میکرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم میگشت؟ یا که زیر ضربه شلاق له میگشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چهکس آزادگان را در قفس میکرد؟ بچهها در جزوههای خویش بنویسید: یک با یک برابر نیست...
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
تنهايي و مرگ... دو چيز هست که تو دنيا خيلي دوستشون دارم راستش رو بخواهي عاشقانه دوستشون دارم حتما ميپرسي چي هستن ... ميگم الان صبر کن يکيش مرگ يکيش تنهايي تنهايي رو دوست دارم چون هميشه با منه سنگ صبورمه چون دوستم داره پس منم دوسش دارم با تمام وجود مرگ رو دوست دارم چون ميدونم بالاخره يه روز همه اون آرزوهايي رو که دارم برآورده ميکنه از رنج و عذاب از اين زجري که ميکشم نجاتم ميده پس دوسش دارم چون ناجيمه هميشه هميشه در انتظارشم هر روز هر لحظه مشتاق ديدارشم بله تنهايي و مرگ معشوقه هاي من هستن آنها ميرن و من خسته و ناتوان هر روز و هر لحظه به دنبال آنها ميرم ميدونم بالاخره بهشون ميرسم دير يا زود مهم نيست ميدونم که ميرسم ********************************************************************* روزی خدا هستی را تقسیم کرد خدا گفت : چیزی از من بخواهید .. هر چه باشد شما را خواهم داد .. سهمتان را از هستی خواهم داد .. زیرا خدا بسیار بخشنده است . و هر که آمد چیزی خواست .. یکی بالی برای پریدن ..و دیگری پایی برای دویدن .. یکی جثه ای بزرگ خواست ..و آن یکی چشمانی تیز .. یکی دریا را انتخاب کرد یکی آسمان را . در این میان کرم کوچکی جلو آمد و به خدا گفت : من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم ، نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ ، نه بالی و نه پایی ، نه آسمان و نه دریا . تنها کمی از خودت ، تنها کمی از خودت رو به من بده . و خدا کمی نور به او داد . نام او کرم شب تاب شد . خدا گفت : آنکه با خود نوری دارد بزرگ است ، حتی اگر به قدر ذره ای باشد ، تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان میشوی . و رو به دیگران گفت : کاش می دانستید این کرم کوچک بهترین را خواست، زیرا از خدا جز خدا نباید خواست . هزاران سال است که او می تابد روی دامن هستی می تابد وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرم کوچک بخشیده است .
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
|