|
آسمان يك بار ديگر خنده كرد
عشق ما را باز هم شرمنده كرد آسمان رقصيد و باراني شديم موج زد دريا و طوفاني شديم بغض چندين ساله ي ما باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد هميشه همه منتظرند در بيان... در زبان... امروز امامت آقايمان پا به ۱۱۴۷ سالگي گذاشت و اين يعني براي من وتو شرمندگي ببين ببين بشر بعد گذشت اين همه سال هنوز لياقت آن را پيدا نكرده كه رخ يار ببيند و بر زير بيرق او طعم شهادت را بچشد خدايا بار پروردگارا در اين شب عزيز و اين لحظه هاي زيبا و نوراني لياقتي به ما بده كه سال ديگر و يا نه لحظه لحظه ي عمرمان را در سربازي به مولاي غريبمان سپري كنيم و ما را عاقبت بخير بگردان.... آمين ــــــــــــــــــــ امروز باران آمد اما مردي در باران نيامد غمناك است وقتي كه انسان مي بيند حتي آسمان هم برايش اشك مي ريزد و ... ... ... ... و من و تو... سرگرم دو دوتاي زندگيمان هستيم جالب است نه سكه گران شد در بوق و كرنا كردند هدفمندي شد ... بيداري اسلامي شد ... ديكتاتورها يكي پس از ديگري رفت ... اما در اين ميان هيچ كس سراغ پسر فاطمه را نگرفت در ميان بازار نوسانات سكه و ارز هيچ كس از غربتش حرفي نزد اين همان دجال است كه من و تو از آن مي ترسيديم اگر سكه گران شد همه تعجب و ...!!! اما تا بحال شده كه تعجب كني چطور مولايمان مهدي زهرا هنوز نيامده در پايان بيا تا در عمل برايش و براي فرجش دعا كنيم يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمدباقر طالبي
|
|